قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
437
درة التاج ( فارسى )
تعليم اول در قياس مركب گاه باشذ كى تأليف مقدماتى كنند - كى بعضى از آن منتج نتيجه باشذ - كى از تأليف آن نتيجه با مقدّمهء ديگر نتيجهء « 1 » ديگر لازم آيذ ، و همجنين تا بمطلوب رسذ ، و آن را قياس مركب خوانند . و آن : يا موصول - النتائج باشذ - يا مفصول النتائج . مثال اوّل : كلّ ا ب و كلّ ب ج فكل ا ج ، - و كلّ ج د ، فكلّ ا د ، و كلّ د ه فكل ا ه . و مثال دوّم : كلّ ا ب - و كلّ ب ج - و كلّ ج د - و كلّ د ه ، فكلّ ا ه « 2 » ، تعليم دوم در قياس خلف و آن اثبات مطلوب است بأبطال - لازم نقيض او - كى « 3 » مستلزم ابطال نقيض او باشد - كى مستلزم اثبات « 4 » مطلوب باشذ . و او از « 5 » قياسات مركبه است ، و تركيب آن بجهار وجه است : اول - از دو قياس يكى اقترانىّ ، و يكى استثنائىّ . اقترانىّ ازيشان مركب باشذ - از متصله - و حمليه ، اگر مطلوب حملى باشد ، يا از دو شرطىّ - كى او جزو تامّ باشذ از احدى المقدمتين و غير تامّ از آن ديگر اگر مطلوب شرطىّ باشذ . مثال آن ، جون مطلوب حملىّ باشذ و فرض كنيم كى : ليس كلّ ج ب - است . بس گوئيم : اگر ليس كلّ ج ب صادق نباشذ - كلّ ج ب صادق شود ، و اين متصله است ، آنگاه ضمّ كنيم بأين متصله حمليه ، و فرض كنيم ، كى كلّ ب ا است ، - خواه بين باشذ بنفس خويش ، و خواه آن را بقياسى بيان كنند - يا كرده باشند بس نتيجه دهذ ، كى ؛ اگر ليس كلّ ج ب صادق نباشذ ، كلّ ج ا - صادق شود ، آنگاه گوئيم
--> ( 1 ) - آن مقدمه يا نتيجه ديگر نتيجهء - م . ( 2 ) - فكل ا ب - اصل . ( 3 ) - كه او - م . ( 4 ) - ابطال - م . ( 5 ) - و او را - ط . ه .